چون دانه های زنجیر ایران انتخابات شوراها

چون دانه های زنجیر: ایران انتخابات شوراها اخبار سیاسی و اجتماعی

گت بلاگز اخبار گوناگون عکس های این دختر، دنیا را شگفت زده کرد

این داستان باور نکردنی دختر کوچکی است که 10 سال اول عمرش را بین قبایل آفریقایی زندگی کرده و با حیوانات وحشی بزرگ شد.

عکس های این دختر، دنیا را شگفت زده کرد

عکس های این دختر، دنیا را شگفت زده کرد

عبارات مهم : تصویر

این داستان باور نکردنی دختر کوچکی است که 10 سال اول عمرش را بین قبایل آفریقایی زندگی کرده و با حیوانات وحشی بزرگ شد.

مجله همشهری سرنخ – این داستان باور نکردنی دختر کوچکی است که 10 سال اول عمرش را بین قبایل آفریقایی زندگی کرده و با حیوانات وحشی بزرگ شد. انتشار مجموعه تصویر های این دختر، باعث شده است گزارش ها و مصاحبه های فراوانی از او در مطبوعات دنیا منتشر شود. او در تمامی این مصاحبه ها از اینکه از سرزمین رها و آزاد آفریقا به منزل کوچک ارزش برگشته هست، احساس ناراحتی می کند.

ماجراجوی کوچک

عکس های این دختر، دنیا را شگفت زده کرد

این روزها، تصویر های زیادی از او در اینترنت انتشار یافته هست، تصاویری از دختر کوچکی که در یک قبیله آفریقایی زندگی می کند و تصویر های زیادی با حیوانات وحشی دارد که دیدن این تصویر ها انسان را یاد موگلی – قهرمان معروف کتاب جنگل – نوشته رودیارد کیپلینگ می اندازد.

«تیپی بنجامین اوکانتی دگر» در نامیبیا متولد شد، ولی اصالتا فرانسوی هست. پدر و مادرش هر دو عکاس حیات وحش بودند و به سفرهای هیجان انگیز، علاقه خاصی داشتند. این همسران جسور، فرزندشان را از همان بدو تولد با خود به هر کجا که می رفتند می بردند و تصویر های قشنگی از او می گرفتند.

این داستان باور نکردنی دختر کوچکی است که 10 سال اول عمرش را بین قبایل آفریقایی زندگی کرده و با حیوانات وحشی بزرگ شد.

اکنون تیپی یک دختر 26 ساله است که در فرانسه زندگی می کند، ولی هنوز یک فیل گنده آفریقایی را برادرش و یک پلنگ وحشی را عالی ترین دوست خودش می داند. او تصویرهای کودکی اش را جهت نخستین بار در کتابی به اسم «من در آفریقا» به چاپ رسانده است.

دختر کوچولوی خانواده در ژوئن 1990 در شهر میندهوک نامیبیا متولد شد و از همان بدو تولد، ماجراجویی را شروع کرد و به همراه والدینش به سفر رفت. او به کشورهای بوتسوانا، زیمبابوه و آفریقای جنوبی سفر کرده است.

دختر فرانسوی به خاطر شرایط خاصی که داشت موفق شد دنیا را بسیار متفاوت تر از انسان های دیگر بشناسد و تجربیات جالب و منحصر به فردی به دست آورد که می توان گفت انسان های انگشت شماری می توانند تجربیاتی مشابه او کسب کنند و حیات وحش اطراف ارزش را تا این حد روشن و واضح بشناسند.

عکس های این دختر، دنیا را شگفت زده کرد

معمولا همه انسان ها به صورت غریزی و ناخودآگاه، هنگامی که یک حیوان وحشی مثل پلنگ یا تمساح را می بینند بسیار وحشت زده می شوند و فرار می کنند ولی این دختر عجیب و غریب با زندگی کردن کنار قبایل متفاوت آفریقایی، یاد گرفته چگونه با حیوانات وحشی کنار بیاید و با آنها زندگی کند.

این واقعا عجیب و باورنکردنی است که یک دختر چهار ساله روی خرطوم یک فیل بزرگ بنشیند و تصویر بگیرد یا اجازه دهد یک پلنگ وحشی دستانش را لیس بزند و یا به عنوان نمونه یک راسو بر دوش او سوار شود و از یک شترمرغ سواری بگیرد.

این داستان باور نکردنی دختر کوچکی است که 10 سال اول عمرش را بین قبایل آفریقایی زندگی کرده و با حیوانات وحشی بزرگ شد.

تیپی راجع به حیات وحش نظرات جالبی دارد: «حیوان، حیوان است و اهلی و وحشی ندارد. همه آنها دوست داشتنی هستند و حق زندگی دارند و ما نباید آنها را بکشیم. تنها کاری که باید بکنیم این است که دوستدار حیوانات باشیم و وحشت از آنها را از خودمان دور کنیم.»

دختری در بین حیوانات

عکس های این دختر، دنیا را شگفت زده کرد

سیلوی – مادر تیپی – می گوید: «زمانی که تیپی دختری بسیار کوچک بود و ما در جنگل و بین قبایل بدوی آفریقایی زدگی می کردیم، یکی از نگرانی های من راجع به تیپی این بود که هر دقیقه و هر روز مواظب باشم تا میمون ها شیشه شیرش را ندزدند، دختر کوچولویم به هیچ وجه شیشه شیرش را از خودش جدا نمی کرد ولی آن قدر حیوانات را دوست داشت که زیاد اوقات باید مواظب می بودیم شیشه شیرش را به دهان آنها نگذارد تا به خیال خودش به آنها غذا دهد. میمون های آفریقایی علاقه عجیبی به شیشه شیر تیپی داشتند.»

سیلوی در ادامه صحبت هایش می گوید: «تیپی از هنگام کودکی آزادی زیادی داشته هست. به خاطر می آورم روزی من را صدا زد و با صدای آهسته از من خواست تا از فیلی که با خرطومش در حال کندن میوه از درختان بود تصویر بگیرم ولی دائما به من هشدار می داد و می گفت مادر ساکت باش، ممکن است آن حیوان بیچاره را بترسانیم و او دیگر غذا نخورد.»

عکس های قشنگ و باور نکردنی تیپی از نشستن بر پشت یک شترمرغ یا بازی با یک گورخر جوان یا شوخی کردن با یک فیل بزرگ جهت تمام کسانی که این تصویر ها را می بینند یک احساس یکسان را باعث می شود؛ احساس حسرت به این همه خوشبختی.

مادر تیپی می گوید: «دخترم به آسانی در چشم حیوانات اطرافش زل می زند و از طریق ارتباط چشمی و با قلبش با حیوانات رابطه برقرار می کند. هنگامی که او دختر چهار ساله ای بود با همین روش وارد قلمرو فیل های آفریقایی غول پیکر شد و بدون هیچ ترسی مانند قهرمان داستان تخیلی کتاب جنگل – موگلی – با آنها دوست شد. او به قدری کوچک بود که متوجه نبود آنها حیوانات غول پیکری هستند و ممکن است او را زیر دست و پای ارزش له کنند. فقط می خواست همان طور که با من و پدرش حرف می زد با آنها هم صحبت کند. البته به نظرم فیل ها چون تیپی نسبت به آنها بسیار کوچک بود، به او پاسخ می دادند و با او مهربان بودند.»

با حیوانات دوست شو

البته در این تعامل با حیوانات گاهی تیپی آسیب هم می دید چون حیوانات قابل آینده نگری نیستند. پدر تیپی می گوید: «من نمی ترسیدم ولی به دخترم اجازه نمی دادم در هر مکانی که حیوانات را می بیند فورا به آنها نزدیک شود، یکی از تصویر های قشنگ و دیدنی تیپی، تصویر با فرزند شیری است که در حال مکیدن انگشت شست اوست و تیپی اسم این فرزند شیر را موفاسا گذاشته بود.

یک سال بعد از این که ما این تصویر قشنگ را گرفتیم، دوباره به آن منطقه برگشتیم. تیپی می خواست دوباره موفاسا را ببیند. البته موفاسا دیگر یک شیر بالغ و جوان بود ولی هنگامی که موفاسا تیپی را جهت بار دوم بعد از یک سال دید به آرامی به دخترم نزدیک شد و دم خودش را به حالت دوستانه ای اوج آورد و با دخترم شروع به بازی کرد، تیپی نیز مثل این که دارد گربه ای را نوازش می کند او را نوازش می کرد.»

در تمام مدت 10 سالی که تیپی بین قبایل آفریقایی زندگی کرد و با حیوانات وحشی دوست بود، هیچ وقت حیوانات به او حمله نکردند. جالب است بدانید دوستان صمیمی تیپی فیل های نیرومند هیکل، پلنگ وحشی، طوطی های خاکستری آفریقایی، آفتاب پرست ها، قورباغه های غول پیکر، سمورها، میمون های پوزه دراز، بابون ها و همچنین تمساح ها بودند که به نحوه شگفت آوری با او دوست می شدند. فقط یک بار میمون پوزه دراز معروف به «میمون دم عصایی»، هنگام بازی، بینی تیپی را گاز گرفت که باعث شد جهت چند روز جای زخم کوچکی روی بینی اش بماند.

مورد دیگری نیز جهت تیپی مدر این 10 سال اتفاق افتاد و آن هم هنگامی بود که دختر کوچولو با یک بابون که اسمش را سیندی گذاشته بود در کنار رودخانه بازی می کرد، سیندی ناگهان به او حمله کرد و موهای دخترک را کشید فقط به این علت که نسبت به واکنش‌ها دوستانه و دوست داشتنی او با بابون های دیگر حسودی اش شده است بود. به هر حال واکنش‌ها حیوانات غیرقابل آینده نگری است و هنوز بسیاری از کدهای رفتاری آنها آشنا نشده است و نمی توان تشخیص داد که آنها در لحظه چه رفتاری از خود نشان می دهند.

بازگشت به خانه

سرانجام در سال 2005 تیپی همراه خانواده اش به فرانسه بازگشتند تا دختر نوجوان تحصیلاتش را ادامه دهد ولی زندگی در پاریس جهت تیپی بسیار سخت و سخت بود ولی با همه مشکلات، این دختر جنگلی موفق شد بین زندگی قبلی اش در بین قبایل بدوی و زندگی تازه در دنیای مدرن تعادل ایجاد کند.

خانم و آقای دگر می گویند: «آخرین سفرشان به آفریقا سال 2006 بوده که تیپی در آن وقت دختر 16 ساله ای شده است بود و آنها جهت دیدن حیواناتی که در گذشته تیپی با آنها دوست شده است بود، دوباره به آفریقای جنوبی سفر کردند. در این سفر، دختر نوجوان با سیندی – بابون – ملاقات کرد. سیندی خودش یک مادربزرگ شده است بود و از نوه هایش نگهداری می کرد ولی باز هم زمانی که تیپی را بعد از سال ها دید، در کمال تعجب او را آشنا و به سمت او رفت و شروع به نوازش موهای تیپی کرد. این کار سیندی نشان می داد که او علاقه شدیدی به دخترمان دارد و در حال نظافت کردن اوست.»

البته سیلوی می گوید: «فقط حیوانات نبودند که دخترم را دوست داشتند بلکه تیپی در بین قبایل بدوی آفریقایی نیز بسیار محبوب بود. زمانی که او یک دختربچه کوچک بود، ما مجبور بودیم جهت تهیه تصویر و فیلم از حیوانات به درون جنگل برویم. در این موارد غالبا دخترم را نزد مردم قبیله «باشمن سان» می گذاشتیم.

آنها از قدیمی ترین قبایل آفریقا در صحرای کالاهاری هستند که از راه شکار زندگی ارزش را می گذرانند. به هر حال این مردم خونگرم، دخترم را مانند فرزندان خود می دانستند و دوستش داشتند. به همین علت از او مواظبت کرده و تا برگشت ما از جنگل، به او غذا می دادند و او را می خواباندند. تیپی نیز لحظات خوش حالی را با آنها می گذراند و مثل آنها لباس می پوشید و با فرزند های قبیله بازی می کرد.»

آقای دگر می گوید: «هنگامی که ما به پاریس برگشتیم، تیپی بسیار تنها شد چون حیواناتی را که دوستانش محسوب می شدند از دست داده بود. متاسفانه در آپارتمانی که در آن زندگی می کردیم نیز جایی جهت نگهداری از حیوانات نداشت. به همین علت مجبور شدیم جهت این که دختر عزیزمان افسرده نشود یک غاز را به عنوان حیوان خانگی جهت او بیاوریم. تیپی غاز را همه جا با خودش می برد؛ در قطار، هواپیما، خیابان و هر جایی که شما فکر کنید غاز همراه تیپی بود که روی سر یا روی شانه اش به خواب رفته بود.»

تیپی در این باره می گوید: «من پرنده کوچکم را خیلی دوست دارم لیکن در این سال هایی که از آفریقا برگشتیم تنها دوست من است.»

در حال حاضر تیپی دگر یک دختر 26 ساله است و در حال تحصیل در رشته فیلمبرداری سینمایی هست. او تلاش دارد هر چه سریعتر درسش را در رشته مورد علاقه اش تمام کند تا بتواند مانند پدر و مادرش جهت فیلمبرداری از حیات وحش دوباره به آفریقا و جنگل های ماداگاسکار نزد دوستان قدیمی اش برگردد.

تیپی خاطرات زندگی اش در آفریقا را به صورت کتابی به اسم «خاطرات من در آفریقا» نوشته که در آن تمام شرح سفرهایش و تصویر های باورنکردنی و شگفت انگیز خود و حیوانات را به چاپ رسانده و اخیرا در سراسر دنیا انتشار یافته هست. تیپی در مورد کتابش می گوید: «من قلب و افکار خودم را در این کتاب گذاشته ام.» خاطرات تیپی مانند داستان خیالی موگلی پسر جنگل است ولی این بار قهرمان کتاب واقعی است.

در سال 2002 یکی از فیلم های مستند آقا و زن دگر که در مورد حیات وحش و محیط زیست آفریقا بود و دخترشان بازیگر مهم آن بود در تلویزیون نمایش داده شد. همچنین در سال 1997، آنها فیلم مستندی در مورد تجارب دخترشان به اسم «جهان بر اساس تیپی» ساختند که در سال 2004 به نمایش در آمد. البته این روزها تیپی منشتر شدن تصویر های خارق العاده اش اظهار دلتنگی کرده و امیدوار است بتواند دوباره نزد دوستان واقعی اش در آفریقا برگردد.

واژه های کلیدی: تصویر | زندگی | میمون | حیوانات | حیوانات | آفریقایی | آفریقای جنوبی | اخبار گوناگون

عکس های این دختر، دنیا را شگفت زده کرد

عکس های این دختر، دنیا را شگفت زده کرد

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs