چون دانه های زنجیر ایران انتخابات شوراها

چون دانه های زنجیر: ایران انتخابات شوراها اخبار سیاسی و اجتماعی

گت بلاگز اخبار حوادث همسرم می خواهدلباس مارک داربپوشد و دائما گوشی عوض کند، درخواست طلاق یک زوج/ مگرچندسال جوانم؟ ، مرد/ زن

زن وشوهری که به خاطر آراستگی، زبانزد دوستان و افراد فامیل بودند، عادت داشتند از مارک‌ها و برندهای مشهور خرید کنند. ولی حساسیت روی نام و نشان لباس‌ها آخر آنها را

درخواست طلاق یک زوج/مرد:همسرم می خواهدلباس مارک داربپوشد و دائما گوشی عوض کند/زن:مگرچندسال جوانم؟

عبارات مهم : زندگی

زن وشوهری که به خاطر آراستگی، زبانزد دوستان و افراد فامیل بودند، عادت داشتند از مارک ها و برندهای مشهور خرید کنند. ولی حساسیت روی نام و نشان لباس ها آخر آنها را برابر هم قرار داد و بعد از سه سال مسیر زندگی مشترکشان را به سوی دادگاه خانواده کج کرد.

کشور عزیزمان ایران نوشت: هنگامی که «مجید» و «پری سیما» وارد راهروی دادگاه خانواده شدند، زیاد مراجعه کنندگان نه حوصله حرف زدن داشتند و نه اهمیت چندانی به پوشش خودشان داده بودند، ولی این زوج طبق عادت عالی ترین لباس هایشان را بر تن کرده بودند.

لباس های آنها در ظاهر چندان تفاوتی با پوشش دیگران نداشت، ولی جهت کسی که اهل خرید پوشاک با مارک و نشان های معروف باشد خیلی سریع معلوم می شد که قیمت هر یک از آنها چند برابر یک لباس معمولی است.

همسرم می خواهدلباس مارک داربپوشد و دائما گوشی عوض کند، درخواست طلاق یک زوج/ مگرچندسال جوانم؟ ، مرد/ زن

مجید و پری سیما قبل از آنکه به دادگاه بیایند با هم توافق کرده بودند بدون بحث و دعوا به زندگی یکسان خود آخر دهند. روی پرونده دادخواست آنها نوشته شده است بود؛ «طلاق توافقی» و دلیلی که جهت جدایی مطرح کرده بودند؛ «عدم تفاهم و سازش» بود. ولی موضوعی که از چند هفته پیش آنها را رو در روی هم قرار داده بود، پرسشها دیگری بود.

وقتی زوج جوان وارد شعبه 276 دادگاه خانواده شدند، قاضی «غلامرضا احمدی» از آنها راجع به علت مهم اختلاف ارزش پرسید. مرد جوان پیش دستی کرد و جواب داد:«راستش من و همسرم در یک شرکت شخصی همکار هستیم. ولی با درآمد کارمندی نمی توانم هم اجاره منزل بدهم و هم هزینه های سنگین لباس و خریدهای متنوع همسرم را تأمین کنم. یک سال است خواهش کرده ام از خریدن لباس های گرانقیمت و مارک دار دست بردارد. ولی گوش همسرم بدهکار این حرف ها نیست و اعتقاد است: اگر لباس ها برند نباشند آبروی آدم می رود. من از شما می پرسم آیا کفشی که مارک معروف نداشته باشد با کفش معمولی فرقی دارد؟خب؛ مهم این است که رنگ اجزای پوشش ما با هم هماهنگ باشند…»

زن وشوهری که به خاطر آراستگی، زبانزد دوستان و افراد فامیل بودند، عادت داشتند از مارک‌ها و برندهای مشهور خرید کنند. ولی حساسیت روی نام و نشان لباس‌ها آخر آنها را

پری سیما حرف همسرش را قطع کرد و گفت:«ما آدم های تحصیلکرده ای هستیم و زیاد افراد فامیل مان در خارج از کشور زندگی می کنند. بنابراین چه اشکالی دارد که لباس های خوب و با کیفیت بپوشیم؟»

…و مجید بلافاصله جواب داد:«اشکالش در جیب من و شماست. افراد مورد نظر فامیل در خارج زندگی می کنند و به دلار پول درمی آورند، به ما چه ربطی دارد که چه می پوشند؟ ما با حقوق کارمندی زندگی می کنیم و باید منابع و درآمدمان را مدیریت کنیم. اصلاً چه اشکالی دارد لباس ایرانی بپوشیم.»

مرد جوان سپس رو به قاضی کرد و گفت:«مشکل ما فقط خرید لباس نیست. این زن هر سال باید گوشی آیفون خودش را عوض کند. خب گوشی، گوشی هست. مگر مورد نیاز است آدم هر سال چند میلیون پول گوشی بدهد؟ با این وضع ما چه زمانی می توانیم صاحب منزل شویم؟»

همسرم می خواهدلباس مارک داربپوشد و دائما گوشی عوض کند، درخواست طلاق یک زوج/ مگرچندسال جوانم؟ ، مرد/ زن

قاضی که متوجه عنوان شده است بود زوج جوان را به آرامش دعوت کرد و از آنها خواست زندگی خودشان را جهت پرسشها بی ارزش به هم نزنند. ولی مرد جوان مصمم بود راه خود را از همسرش جدا کند.

او هنگامی که اصرار قاضی را جهت مراجعه به کارشناسان مشاور دید، انگار جایی پیدا کرده که درددل کند، نفس بلندی کشید و گفت:«من و پری سیما چند سال پیش با هم آشنا شدیم. تازه به استخدام شرکت درآمده بودم تا در بخش انفورماتیک کار کنم. در یکی از مراجعاتم به بخش اداری بود که او را جهت نخستین بار دیدم.

زن وشوهری که به خاطر آراستگی، زبانزد دوستان و افراد فامیل بودند، عادت داشتند از مارک‌ها و برندهای مشهور خرید کنند. ولی حساسیت روی نام و نشان لباس‌ها آخر آنها را

چند روز بعد به بهانه خراب شدن نوت بوک به سراغم آمد و آشنایی ما شروع شد تا اینکه یک روز فهمیدیم به هم علاقه مند شده است ایم. هر لحظه به پاکیزگی اهمیت می دادم و تلاش می کردم لباس های تمیز و مرتب بپوشم. پری سیما هم لباس های هماهنگ و راحت ای می پوشید که متفاوت از سبک پوشش دخترهای فامیل و همکاران بود. بعدها فهمیدم که علاقه عجیبی به پوشیدن لباس های مارک دار و اجناس خارجی دارد. ابتدا اهمیتی ندادم و فکر کردم محیط زیست جوانی باعث شده است او چنین روشی جهت خرید داشته باشد. ولی بعد از ازدواج این عنوان تبدیل به مسئله بزرگی در زندگی یکسان ما شد.

درآمد ما روی هم رفته بد نیست و می توانستیم با برنامه ریزی درست و دقیق هم خوش بگذرانیم، هم مسافرت برویم و در نهایت جهت آینده خودمان هم بعد اندازی داشته باشیم. ولی از خرید کیک عروسی گرفته تا حلقه و تاج لباس عروس، جهیزیه خارجی و حتی کت و شلوار دامادی آنقدر با هزینه های عجیب و غریب روبه رو شدیم که اگر پدر و مادرهایمان نبودند بدهکاری بزرگی به بار می آوردیم. ما هم مثل همه همسران ها اختلاف سلیقه و نظر داریم که می شود از آنها براحتی عبور کرد. ولی هزینه های سرسام آور لباس و کفش و عینک و گوشی و غیره خوشی هایمان را تحت تأثیر قرار داده هست. در حالی که خیلی از مردم همین جامعه با حقوق های کمتر و خریدهای منطقی با هم خوشبخت هستند…»

همسرم می خواهدلباس مارک داربپوشد و دائما گوشی عوض کند، درخواست طلاق یک زوج/ مگرچندسال جوانم؟ ، مرد/ زن

تا مجید خواست نفسی تازه کند، همسرش رشته کلام را در دست گرفت و گفت:«لباس های گرانقیمت خارجی با دوام تر و شیک تر از هر لباس دیگری هستند. همسرم در ماه های اول آشنایی و ازدواج از این عنوان خیلی هم استقبال می کرد، ولی حالا خست به خرج می دهد و می خواهد همه چیز را حساب و کتاب کند. مگر ما چند سال جوان می مانیم که اینقدر به خودمان مشکل بدهیم.»

سپس رو کرد به شوهرش و ادامه داد:«چرا نمی گویی که خوشمزه ترین غذاها و دسرها را از عالی ترین مواد برایت درست می کنم؟ آیا شده است یک روز با لباس چروک به سر کارت رفته باشی؟ این ها را چه کسی جز من برایت انجام می دهد؟»…

قاضی که به حرف های همسران جوان گوش می داد تلاش کرد از در نصیحت وارد شود، ولی دریافت که زوج جوان مسئله چندان بزرگی با هم ندارند و از روی لجبازی روانه دادگاه شده است اند. با این حال آنها را به واحد مشاوره فرستاد تا بعد از ارائه نظر کارشناسی دوباره با آنها صحبت کند.

واژه های کلیدی: زندگی | دادگاه | خانواده | اخبار حوادث


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs